appropriation ●●●○○
تلفظ آنلاین

FORMAL vocabulary

appropriation /əˌprəʊpriˈeɪʃən $ əˌproʊ-/ noun [uncountable and countable]


ذخیره اختصاصی ، بودجه مصوبه برای هزینه اعتبارات پیش بینی شده در بودجه ، توزیع درامد خالص به حسابهای مختلف ، در CL تقاضانامه ایست که بستانکار برای بدهکار می فرستد و درخواست پرداخت قسمتی از طلب خود را می نماید ، اختصاص بودجه ، تخصیص وجه ، تخصیص ، منظورکردن (بودجه) ، قانون ـ فقه: تصاحب ، قصد تملک و بخود اختصاص دادن مال مسروقه ، بازرگانی: تملک ، علوم نظامی: اختصاص دادن اعتبار واگذار کردن
appropriation
[noun]
Synonyms: grant, subsidy, subvention
Related Words: allotment, allowance, stipend, aid, assistance, grant-in-aid, help

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

appropriation /əˌprəʊpriˈeɪʃən $ əˌproʊ-/ noun [uncountable and countable] formal

1. the process of saving money for a special purpose, or the money that is saved, especially by a business or government
appropriation of
the appropriation of $2 million for the new hospital

2. the act of taking control of something without asking permission ⇒ misappropriation
appropriation of
the appropriation of company property

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 14.0
All rights reserved, Copyright © ALi R. Motamed 2001-2020.

TahlilGaran : دیکشنری آنلاین تحلیلگران (معنی appropriation) | علیرضا معتمد , دیکشنری تحلیلگران , وب اپلیکیشن , تحلیلگران , دیکشنری , آنلاین , آیفون , IOS , آموزش مجازی 4.12 : 2169
4.12دیکشنری آنلاین تحلیلگران (معنی appropriation)
دیکشنری تحلیلگران (وب اپلیکیشن، ویژه کاربران آیفون، IOS) | دیکشنری آنلاین تحلیلگران (معنی appropriation) | موسس و مدیر مسئول :