estimated ●●●●○

/'estə'meıtəd/

estimate: ارزیابی کردن ، براورد کردن ، دیدزنی ، تقویم ، ارزیابی ، قیمت ، شهرت ، اعتبار ، براوردکردن ، تخمین زدن ، تخمین ، تخمین ، تخمین زدن ، براورد کردن ، تخمین زدن ، تخمین ، براورد براورد وضعیت
See main entry: estimate

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 14.0
All rights reserved, Copyright © ALi R. Motamed 2001-2020.

TahlilGaran : دیکشنری آنلاین تحلیلگران (معنی estimated) | علیرضا معتمد , دیکشنری تحلیلگران , وب اپلیکیشن , تحلیلگران , دیکشنری , آنلاین , آیفون , IOS , آموزش مجازی 4.72 : 2175
4.72دیکشنری آنلاین تحلیلگران (معنی estimated)
دیکشنری تحلیلگران (وب اپلیکیشن، ویژه کاربران آیفون، IOS) | دیکشنری آنلاین تحلیلگران (معنی estimated) | موسس و مدیر مسئول :