input ●●●●●
تلفظ آنلاین

ACADEMIC vocabularyWRITING vocabularyCOLLOCATION

input /ˈɪnpʊt/ noun


درونداد ، توان اولیه ، توان ورودی ورودی ، در رونده ، درداده ، انرژی وارده به دستگاه ، قدرت ورودی ، داده ها ، درون گذاشت ، پول بمیان نهاده ، خرج ، نیروی مصرف شده ، علوم مهندسی: سیگنال اولیه ، کامپیوتر: دادن ورودی ، الکترونیک: توان ورودی ، معماری: نیروی مصرف شده ، شیمی: ورودی ، روانشناسی: درون داد ، زیست شناسی: درونداد ، ورزش: درونداد ، علوم هوایی: مصرفی ، علوم نظامی: اطلاعات ورودی
الکترونیک: ورودی ، درونداد ، دادن ورودی ، کامپیوتر: درونداد ، زیست شناسی: درونداد ، ورودی ، شیمی: درونداد ، تربیت بدنی: درونداد ، توان اولیه ، توان ورودی ورودی ، سیگنال اولیه ، علوم مهندسی: در رونده ، ورودی ، درون گذاشت ، مصرفی ، هواپیمایی: درداده ، خرج ، نیروی مصرف شده ، معماری: انرژی وارده به دستگاه ، قدرت ورودی ، داده ها ، اطلاعات ورودی ، علوم نظامی: درون داد ، روانشناسی: توان ورودی ، الکترونیک: درون گذاشت ، پول بمیان نهاده ، خرج ، نیروی مصرف شدهورودی ، درونداد ، دادن ورودی ، کامپیوتر: درونداد ، زیست شناسی: درونداد ، ورودی ، شیمی: درونداد ، تربیت بدنی: درونداد ، توان اولیه ، توان ورودی ورودی ، سیگنال اولیه ، علوم مهندسی: در رونده ، ورودی ، درون گذاشت ، مصرفی ، هواپیمایی: درداده ، خرج ، نیروی مصرف شده ، معماری: انرژی وارده به دستگاه ، قدرت ورودی ، داده ها ، اطلاعات ورودی ، علوم نظامی: درون داد ، روانشناسی: توان ورودی ، الکترونیک: درون گذاشت ، پول بمیان نهاده ، خرج ، نیروی مصرف شده کامپیوتر: ورودی کامپیوتر: ورودی پزشکی: درونداد ، ورودی

[TahlilGaran] Persian Dictionary

I. input1 W3 AC /ˈɪnpʊt/ noun

1. [uncountable] information that is put into a computer Antonym : output:
If the input data specified it, the file will close and the process terminates.

2. [uncountable and countable] ideas, advice, money, or effort that you put into a job or activity in order to help it succeed
input into/to
Farmers contributed most of the input into the survey.
input from
We’ll need input from community nurses.

3. [uncountable and countable] technical electrical power that is put into a machine for it to use

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English

II. input2 AC verb (past tense and past participle inputted or input, present participle inputting) [transitive]
to put information into a computer Antonym : output
be input to something
The information is input to our computer system.

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English

input
noun
I. of time/knowledge/ideas
ADJ. considerable, great, important, major, significant, substantial | additional | direct | regular | local | specialist, technical
VERB + INPUT have | need | get, receive | provide constructive criticism which provided an input into the school's decision-making process
PREP. ~ by The report contains a substantial input by the police.
~ from input from various interested parties
~ in They all had some input in the discussion.
~ into her input into the survey
~ on The union would like more input on redundancies.
~ to an additional input to market analysis

[TahlilGaran] Collocations Dictionary

input
II. for a computer
ADJ. data | user | keyboard | computer
VERB + INPUT require Early computers required input in the form of punched cards.
accept The software will accept input from a variety of other programs.
process It may be beyond the capability of the hardware to process the input.
be used as/for Decision tables can be used as computer input.
check Check your input and make sure you have selected only one item.
INPUT + NOUN data | file | field, form, screen The cursor is positioned on the first input field of the page.
device an input device such as a keyboard
PREP. ~ for inputs for the printers
~ from input from a mouse
~ to input to a computer database
PHRASES input and output

[TahlilGaran] Collocations Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 14.0
All rights reserved, Copyright © ALi R. Motamed 2001-2020.

TahlilGaran : دیکشنری آنلاین تحلیلگران (معنی input) | علیرضا معتمد , دیکشنری تحلیلگران , وب اپلیکیشن , تحلیلگران , دیکشنری , آنلاین , آیفون , IOS , آموزش مجازی 4.15 : 2166
4.15دیکشنری آنلاین تحلیلگران (معنی input)
دیکشنری تحلیلگران (وب اپلیکیشن، ویژه کاربران آیفون، IOS) | دیکشنری آنلاین تحلیلگران (معنی input) | موسس و مدیر مسئول :