keyboard ●●●○○
تلفظ آنلاین

Oxford 3000 vocabulary

SPEAKING vocabulary

IELTS vocabulary

COLLOCATION

keyboard /ˈkiːbɔːd $ -bɔːrd/ noun [countable]


صفحه کلید ، ردیف مضراب ، (درماشین تحریر) ردیف حروف ، کامپیوتر: صفحه کلید
الکترونیک: صفحه کلید ، کامپیوتر: صفحه کلید، ردیف مضراب ،( درماشین تحریر )ردیف حروف کامپیوتر: صفحه کلید کامپیوتر: کیبورد ، صفحه کلید ، کیبورد هم مانند ماوس وظیفه فرمان دادن به کامپیوتر را دارد. کیبورد از تعداد زیادی دکمه تشکیل شده است که وظیفه آنها شرح داده خواهد شد. ، کیبورد در مدلها و اقسام گوناگون ساخته می شود. فیش خروجی کیبورد که به مادربرد وصل می شود بنفش رنگ است ، صفحه کلیدها یک سری از کلیدهایی هستند که متصل به ریزپردازنده‌هایی می‌باشند که حالت هرکلید را نشان می‌دهند. پردازشگر درون صفحه کلید چیزهایی را که برای استفاده مهم می‌باشند را می‌فهمد. برای مثال موقعیت کلید که در قالب کلید می باشد، مقدار جهش و نمایان شدن سرعت انتقال مطلب تایپ شده، حروف فرستاده شده به کامپیوتر که در یک بافر حافظه نگهداری می‌شود و غیره. اطلاعات از طریق رابط به کامپیوتر وصل می‌شود

[TahlilGaran] Persian Dictionary

I. keyboard1 S3 /ˈkiːbɔːd $ -bɔːrd/ noun [countable]

1. a board with buttons marked with letters or numbers that are pressed to put information into a computer or other machine:
a computer keyboard

2. the row of keys on some musical instruments that you press in order to play them

3. (also keyboards) [plural] an electronic musical instrument similar to a piano that can make sounds like many different instruments ⇒ synthesizer:
Chris Kelly (guitar) and Benny Hayes (keyboards and vocals)

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English

II. keyboard2 verb
[intransitive and transitive] to put information into a computer, using a keyboard
—keyboarding noun [uncountable]:
keyboarding errors

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English

keyboard
noun
I. set of keys on a computer, etc.
ADJ. British, Cyrillic, etc. | qwerty | computer, PC, typewriter
VERB + KEYBOARD lock The program locks the keyboard until a password is given.
KEYBOARD + NOUN operator
PREP. on the~ Using the mouse is quicker than typing it on the keyboard.
 ⇒ Special page at COMPUTER

[TahlilGaran] Collocations Dictionary

keyboard
II. set of keys on a piano, etc.
ADJ. piano
KEYBOARD + NOUN instrument

[TahlilGaran] Collocations Dictionary

keyboard
III. electrical musical instrument
ADJ. electric, electronic
PREP. at the ~ Ed Duke was at the keyboard.
on (a/the) ~ He played the song on his keyboard. The recording features Herbie Hancock on keyboard.
 ⇒ Special page at MUSIC

[TahlilGaran] Collocations Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 13.0
All rights reserved, Copyright © ALi R. Motamed 2001-2019.

TahlilGaran : دیکشنری آنلاین تحلیلگران (معنی keyboard) | علیرضا معتمد , دیکشنری تحلیلگران , وب اپلیکیشن , تحلیلگران , دیکشنری , آنلاین , آیفون , IOS , آموزش مجازی 4.17 : 2079
4.17دیکشنری آنلاین تحلیلگران (معنی keyboard)
دیکشنری تحلیلگران (وب اپلیکیشن، ویژه کاربران آیفون، IOS) | دیکشنری آنلاین تحلیلگران (معنی keyboard) | موسس و مدیر مسئول :