bloomed

تلفظ آنلاین

bloomed adjective. [blu:md, poet. 'blu:mɪd]

bloom :
رشد انفجاری، شکوفه کردن، گل دادنی، بکمال وزیبایی رسیدن، معماری: شمشه، زیست شناسی: شکوفندگی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
bloomed adjective. [blu:md, poet. 'blu:mɪd] E16.
[from BLOOM noun1, verb1: see -ED2, -ED1.]
1. In bloom; bearing blooms. Chiefly poet. E16.

2. That has been bloomed (esp. in sense 7 of BLOOM verb1). M20.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.