braided

تلفظ آنلاین

/'breıdıd/

braid :
موی بافته شده
بافتن (مثل توری وغیره)، به هم تابیدن وبافتن، موی سر را با قیطان یا روبان بستن، واکسیل، گلابتون، مغزی، نوار، حاشیه، حرکت سریع، جنبش، ناگهان حرکت کردن، جهش ناگهانی کردن، مهندسی: قیطان دوزی کردن، علوم هوایی: الیاف بافته شده با روکش لاستیکی برای دربر گرفتن و تقویت لوله های هیدرولیکی، نظامی: گیس
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
See main entry: braid

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.