brush :برس؛ برس زدن
کفش پاک کن و مانند آن، مسواک زدن، لیف زدن، قلم مو زدن، نقاشی کردن، ماهوت پاک کن زدن، شیشه شور، به حداکثر سرعت رفتن اسب در مسابقه، آسیب رساندن مچ پای اسب با پای دیگر، سمبه لوله، سر سمبه نظافت ماهوت پاک کن، علف هرزه، تماس حاصل کردن واهسته گذشتن، تندگذشتن، برس لوله، مهندسی: جاروبک، کامپیوتر: برس، مهندسی: زغال، معماری: قلم مو، شیمی: فرچه، ورزش: دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی، نظامی: برس