bureaucratic

تلفظ آنلاین

bureaucratic /ˌbjʊərəˈkrætɪk◂ $ ˌbjʊr-/ adjective

وابسته به امور اداری، وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی، وابسته به دیوان سالاری، روانشناسی: دیوان سالارانه
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
bureaucratic /ˌbjʊərəˈkrætɪk◂ $ ˌbjʊr-/ adjective
involving a lot of complicated official rules and processes
—bureaucratically /-kli/ adverb

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English

bureaucratic
adj.
VERBS be | become
ADV. extremely, highly, very The organization is highly bureaucratic.
rather, somewhat | unnecessarily

[TahlilGaran] Collocations Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.