casting

تلفظ آنلاین

casting /ˈkɑːstɪŋ $ ˈkæstɪŋ/ noun

ریخته گی، روش قلاب اندازی (ماهیگیری)، ریخته گری (شیشه سازی)، چدن ریزی، ریخته گری، (بسایرمعانی cast مراجعه شود)، مهندسی: قطعه ریخته گی، عمران: ریختن فلز مذاب به داخل قالب، معماری: ریخته گری، شیمی: ریخته گری، ورزش: روش قلاب اندازی، علوم هوایی: ریخته گری
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
صنایع: ریخته گری

[TahlilGaran] Persian Dictionary

casting /ˈkɑːstɪŋ $ ˈkæstɪŋ/ noun

1. [uncountable] the process of choosing the actors for a film or play ⇒ cast:
a casting director

2. [countable] an object made by pouring liquid metal, plastic etc into a mould (=specially shaped container)

3. the casting couch a situation in which an actress is persuaded to have sex in return for a part in a film, play etc – used humorously

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.