cast :گروه بازیگران
معین کردن (رل بازیگر)، پخش کردن (رل میان بازیگران)، پراکندن، جاری کردن، ریخته گری، فلز فشرده، فشرده کردن فلزات، درقالب قرار دادن، قالب، طرح، گچ گیری، به شکل درآوردن، انداختن، طرح کردن، مهره ریزی، طاس اندازی، افکندن، مهندسی: قطعه ریخته گری، حقوقی: تقسیمات جامعه به قسمتهای مختلف بر اساس نسب و حرفه پدری به طوریکه انتقال از یک قسمت به قسمت دیگر ممکن نیست، شیمی: ریخته گری، نظامی: جمع کردن و بیرون دادن نفس