commutator

تلفظ آنلاین

commutator /ˈkɒm.jʊ.teɪ.təʳ/ $ /ˈkɑː.mjə.teɪ.ţɚ/

کلکتور، جابجاگر، آلت تغییردهنده جهت برق، کموتاتور، سویگر، مهندسی: کموتاتور، مهندسی: چکش برق، شیمی: جابجاگر، علوم هوایی: سری هادیهایی که به صورت شعاعی از یکدیگر جدا شده و به صورت حلقه ای دور تا دور شفت گردنده ژنراتور قرار گرفته اند
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
مهندسی: جابجاگر، شیمی: کلکتور، کموتاتور، مهندسی: سری هادیهایی که به صورت شعاعی از یکدیگر جدا شده و به صورت حلقه ای دور تا دور شفت گردنده ژنراتور قرار گرفته اند، هواپیمایی: جابجاگر، چکش برق، مهندسی: جابجاگر، آلت تغییردهنده جهت برق، کموتاتور، سویگر

[TahlilGaran] Persian Dictionary

commutator noun
  1. a device that connects a motor to the electricity supply

    Want to learn more?

    Find out which words work together and produce more natural sounding English with the Collocations: app.

  2. a device for changing the direction in which electricity flows

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.