condenser

تلفظ آنلاین

condenser /kənˈdensə $ -ər/ noun [countable]

خازن، کندانسور، تغلیظ کننده، منقبض کننده، آلت تقصیر، عدسی محدب، آلت جمع کردن و تمرکز دادن برق، مهندسی: چگالنده، مهندسی: خازن، شیمی: چگالنده، علوم هوایی: خازن، نظامی: در هم فشارنده
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
مهندسی: چگالنده، شیمی: خازن، چگالنده، مهندسی: کندانسور، خازن، هواپیمایی: کندانسور، تغلیظ کننده، در هم فشارنده، نظامی: خازن، مهندسی: منقبض کننده، آلت تقصیر، عدسی محدب، آلت جمع کردن و تمرکز دادن برق

[TahlilGaran] Persian Dictionary

condenser /kənˈdensə $ -ər/ noun [countable]

1. a piece of equipment that changes a gas into a liquid

2. a machine for storing electricity, especially in a car engine

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.