مهندسی: چگالنده،
شیمی: خازن، چگالنده،
مهندسی: کندانسور، خازن،
هواپیمایی: کندانسور، تغلیظ کننده، در هم فشارنده،
نظامی: خازن،
مهندسی: منقبض کننده، آلت تقصیر، عدسی محدب، آلت جمع کردن و تمرکز دادن برق
[TahlilGaran] Persian Dictionary ▲
con‧dens‧er /kənˈdensə $ -ər/
noun [countable]1. a piece of equipment that changes a gas into a liquid
2. a machine for storing electricity, especially in a car engine
[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English ▲