consanguine

consanguine adjective. [kɒn'saŋgwɪn]

(=consanguinous) هم خون، از یک صلب، صلبی، حقوقی: آبی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
consanguine
[adjective]
Synonyms: related, affiliated, agnate, akin, allied, cognate, connate, connatural, incident, kindred

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

consanguine adjective. [kɒn'saŋgwɪn] E17.
[French consanguin(e) from Latin consanguineus: see CONSANGUINEOUS.]
Consanguineous.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.