curled

curled adjective. [kǝ:ld] Orig. crulled.

curl :
حلقه شدن، پیچیدن، تاب برداشتن فردادن، خم، منحنی، کرل، طره، بولینگ روی یخ، حلقه کردن، فردادن، پیچاندن، حلقه، فر، مهندسی: حلقه، مهندسی: حلقه بردار، ورزش: پاس با جلو دویدن و سپس تغییر مسیر دادن، کرلینگ
curl (in) :
ورزش: موج تاق مانند پیش از شکسته شدن تمرین پایین زدن وزنه از بالای سر به سینه و پایین
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
curled adjective. [kǝ:ld] Orig. crulled. LME.
[Earliest use from CRULL adjective, later from CURL noun, verb: see -ED2, -ED1. Metathesized form also late Middle English.]
1. Formed into curls; having a spiral or wavy form. LME.
curled kale: see KALE 1. curled-leaved mallow, curled mallow: see MALLOW.

2. Having the hair in curls. L16.

3. Of potatoes: affected with curl. L18.

4. Of wood, esp. maple: having a wavy or curly grain. L18.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.