dabbling

/'dæbəlıŋ/

dabble :
رنگ پاشیدن، نم زدن، (کم کم) تر کردن، دراب شلپ شلپ کردن، سرسری کارکردن، به طور تفریحی کاری راکردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
dabbling
[adjective]
Synonyms: amateurish, dilettante, dilettantish, dilettantist, jackleg, unaccomplished, unfinished, ungifted, unskilled
Contrasted words: adept, capable, competent
Related Words: sciolistic, shallow, sophomoric, superficial

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.