depleted

/dıp'li:tıd/

deplete :
تقلیل درآمد ملی، تهی کردن، خالی کردن، به ته رسانیدن، حقوقی: تهی شدن معدن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
depleted
[adjective]
Synonyms: effete, all in, bleary, drained, exhausted, far-gone, spent, used up, washed-out, worn-out
Contrasted words: augmented, enlarged, increased
Related Words: sapped, weakened

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.