downgrading

تلفظ آنلاین

/'daung'reıdıŋ/

downgrade :
شیب، کم ارزش کردن، دست کم گرفتن، جمع و جور کردن، تنزیل رتبه، معماری: سراشیبی، نظامی: کم کردن طبقه بندی اسناد و مدارک پایین آوردن درجه طبقه بندی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
downgrading
[noun]
Synonyms: demotion, degradation, reduction
Antonyms: upgrading

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

downgrading noun
  1. the act of moving somebody/something down to a lower rank or level
    • ● the downgrading of the country's credit rating
  2. the act of making something/somebody seem less important or valuable than it/they really are
    • ● the downgrading of animal welfare

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.