ejection

/ı'dʒekʃən/

دفع کردن، اخراج، پس زنی، بیرون رانی، مهندسی: دفع، شیمی: بیرون اندازی، نظامی: خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
ejection
[noun]
Synonyms: expulsion, banishment, deportation, eviction, exile, removal

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

See main entry: eject

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.