endocrine

تلفظ آنلاین

endocrine /ˈendəʊkrɪn $ -doʊ-/ adjective

غده مترشحه داخلی، غده بدون مجرا و بداخل ترشح کننده، غده درون تراو، درون ریز
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
زیست شناسی: ترشحه داخلی، ترشحات تولید شده بوسیله غدد درون ریز، غدد درون ریز

[TahlilGaran] Persian Dictionary

endocrine /ˈendəʊkrɪn $ -doʊ-/ adjective
[Date: 1900-2000; Origin: endo- 'inside' (from Greek endon) + Greek krinein 'to separate']
medical relating to the system in your body that produces hormones:
the endocrine glands

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.