fashioned

تلفظ آنلاین

fashioned adjective. ['faʃ(ǝ)nd]

fashion :
مد روز
رسم، روش، سبک، طرز، اسلوب، مد، ساختن، درست کردن، به شکل در آوردن، مهندسی: طریقه، روانشناسی: مد، بازرگانی: شکل
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
fashioned adjective. ['faʃ(ǝ)nd] LME.
[from FASHION verb, noun: see -ED1, -ED2.]
1. That has been fashioned, esp. in a specified way; (of a stocking) shaped to fit the contour of the leg. LME.
fully-fashioned: see FULLY adverb.

2. As 2nd elem. of comb.: of the specified description of fashion. Esp. in OLD-FASHIONED. L16.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.