feed back

feed back phrasal verb

فیدبک، بازخورد
پس خورد، تزویج معکوس، پس خوراند، پس خوران، پس دهی، مهندسی: فیدبک، کامپیوتر: بازخورد، مهندسی: واخوراند، روانشناسی: پسخوراند، زیست شناسی: بازخورد، بازرگانی: بازیافت، ورزش: پسخورد، علوم هوایی: گشتی، نظامی: فیدبک، انعکاس انرژی از مداری به مدار دیگر
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
صنایع: بازخور، فیدبکمهندسی: پس خورد، بازخورد، کامپیوتر: بازخور، زیست شناسی: پسخورد، تربیت بدنی: تزویج معکوس، بس خوراند، فیدبک، مهندسی: پس خورانه، گشتی، هواپیمایی: پس خوران، بازده، پس دهی ،فیدبک انعکاس انرژی از مداری به مدار دیگر، نظامی: پسخوراند، فیدبک، : روانشناسی: واخوراند، مهندسی: بازخور، بازیافت، اقتصاد: باز خوردپس خورد، بازخورد، کامپیوتر: بازخور، زیست شناسی: پسخورد، تربیت بدنی: تزویج معکوس، بس خوراند، فیدبک، مهندسی: پس خورانه، گشتی، هواپیمایی: پس خوران، بازده، پس دهی ،فیدبک انعکاس انرژی از مداری به مدار دیگر، نظامی: پسخوراند، فیدبک، : روانشناسی: واخوراند، مهندسی: بازخور، بازیافت، اقتصاد: باز خوردکامپیوتر: اثر برگشتی- بازخوردپزشکی: پسخوراند، پسخوردزیست شناسی: فیدبک، باز خورد

[TahlilGaran] Persian Dictionary

feed back phrasal verb (see also feed)
to give advice or criticism to someone about something they have done
feed back on
We’re just waiting for the manager to feed back on it.
feed something ↔ back (to somebody)
I am grateful to all those who fed back their comments.
They feed back to the government the reactions of the people affected.

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.