flaky

تلفظ آنلاین

flaky /ˈfleɪki/ adjective

پولکی، پوسته پوسته، ورقه ورقه، ورقه شونده، فلسی، برفکی، مهندسی: فلسی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
flaky /ˈfleɪki/ adjective

1. tending to break into small thin pieces:
flaky pastry
flaky skin

2. especially informal American English a flaky person is slightly strange or often forgets things:
Carrie’s pretty flaky but she’s fun to be with.
—flakiness noun [uncountable]

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.