flurried

تلفظ آنلاین

flurried /ˈflʌrid $ ˈflɜːrid/ adjective

flurry :
سراسیمگی، تپش، بادناگهانی، سراسیمه کردن، آشفتن، طوفان ناگهانی، باریدن ناگهانی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
flurried /ˈflʌrid $ ˈflɜːrid/ adjective
confused and nervous or excited Synonym : flustered:
Jack never seemed to be flurried, even when they were very busy.

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.