flushing

تلفظ آنلاین

Flushing noun. ['flʌʃɪŋ]

flush :
شستن با جریان سریع، جاری شدن سرخ شدن، رویانیدن، جریان، لبریز، همسطح، بطورناگهانی غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریزمستراح را باز کردن (برای شستشوی آن)، تراز کردن (گاهی با) up، مهندسی: فراوانی، کامپیوتر: خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات آن، معماری: همتراز، روانشناسی: سرخ شدن، ورزش: پرواز ناگهانی پرنده از مخفیگاه
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
Flushing noun. ['flʌʃɪŋ] M19.
[A port in the Netherlands (Dutch Vlissingen).]
A type of rough, thick, woollen cloth. Freq. attrib.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.