frenzical

frenzy :
جنون انی، دیوانه کردن، شوریده کردن، آشفتن، دیوانگی انی، شوریدگی، هیجان، حقوقی: دیوانه کردن، روانشناسی: شیدایی حاد
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
frenzical adjective.Also phrenzical. L16-M18.
[from FRENZY noun & adjective + -IC + -AL1.]
Crazy, insane; wildly enthusiastic.
Also
frenzic adjective M-L16.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.