fucked

تلفظ آنلاین

fucked /fʌkt/ adjective

fuck :
گاییدن، مقاربت کردن، لعنتی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
fucked /fʌkt/ adjective taboo spoken

1. (also ˌfucked ˈup) completely broken or in a very bad condition:
The engine’s completely fucked.

2. in a very bad situation which will not improve:
If she can’t lend me the money, I’m fucked.

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.