grittiness

ریگ دار، شن داری، حالت شنی، جرات، ثبات قدم
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
grittiness noun
  1. the fact of containing or being like grit
    • ● the grittiness of the coffee
  2. the fact of showing something unpleasant as it really is; the fact of having a lot of unpleasant features
    • ● the grittiness of the novel's portrayal of working-class life
    • (especially North American English)
      ● the grittiness of the neighborhood

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.