hanged

تلفظ آنلاین

/hæŋd/

hang :
آویزان کردن، روی دیوار تابلو نصب کردن
توپ هوایی، به دار آویختن، مصلوب شدن، آویختن، تردید، تعلیق، چسبیدن، متکی شدن، ورزش: قرار گرفتن گوی گلف در سرازیری، دویدن آهسته تر از حد انتظار اسب، آویزان
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
hanged (hăngd)
v.
Past tense and past participle of hang. See Usage Note at hang.

[TahlilGaran] American Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.