hitched

تلفظ آنلاین

hitched /hɪtʃt/

hitch :
کامل کردن پاس به دریافت کننده، بند، اتصال، پیچ وخمیدگی، گرفتاری، مانع، محظور، گیر، تکان دادن، هل دادن، بستن (به درشکه وغیره)، انداختن، ورزش: نوعی پاس که دریافت کننده به جلو می دود و به طرف بیرون بر می گردد، نظامی: آویختن، علوم دریایی: خفت
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
hitched /hɪtʃt/
adjective SLANG
get hitched to get married:
Is Tracy really getting hitched then?

[TahlilGaran] Advanced Learner's Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.