indent

تلفظ آنلاین

ACRONYM

indent /ɪnˈdent/ verb [transitive]
indent /ˈɪndent/ noun [countable]

سفارش دادن، درخواست کردن، بر جسته کردن، دندانه دار کردن، تو رفتگی، سفارش (دادن)، دندانه گذاری، کامپیوتر: شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ، حقوقی: تقاضا یا سفارش جنس، بازرگانی: سفارش رسیده از خارج، سفارش خرید از کشور بیگانه
indent (to) :
معماری: دندانه دار کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
مهندسی: شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ، کامپیوتر: سفارش رسیده از خارج، تجارت خارجی: سفارش دادن، تقاضا یا سفارش جنس، حقوق: درخواست، سفارش، درخواست کردن، سفارش خرید از کشور بیگانه، بازرگانی: بر جسته کردن، دندانه دار کردن، تو رفتگی، سفارش (دادن)، دندانه گذاریکامپیوتر: تو رفتگیکامپیوتر: فرورفتگی

[TahlilGaran] Persian Dictionary

I. indent1 /ɪnˈdent/ verb [transitive]
[Date: 1300-1400; Language: French; Origin: endenter, from dent 'tooth']
to start a line of writing further towards the middle of the page than other lines:
Use the Tab key to indent the first line of the paragraph.

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English

II. indent2 /ˈɪndent/ noun [countable] especially British English

1. an official order for goods or equipment
indent for
He cancelled the indent for silk scarves.

2. an indentation

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English

Indent
A requisition for goods, enumerating conditions of the sale. Acceptance of an indent by a seller constitutes his agreement to the conditions of the sale.

[TahlilGaran] Acronyms and Abbreviations Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.