indentured

تلفظ آنلاین

/ın'dentʃəd/

indenture :
سند دو نسخه ای
(n.) سند دو نسخه ای، دوتاسازی، دوبل کردن، قرارداد، سیاهه رسمی زدندانه گذاری، عهد نامه، کنترات
(vt.& vi.) بشاگردی گرفتن، با سند مقید کردن، با سند مقید شدن، با قرار داد استخدام کردن، شیار دار کردن، دندانه دار کردن، حقوقی: با قرارداد استخدام کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
indentured
[adjective]
Synonyms: bound, apprenticed, articled

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

See main entry: indenture

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.