infrared

تلفظ آنلاین

infrared /ˌɪn.frəˈred/

(فیزیک) وابسته به اشعه مادون قرمز، فرو سرخ، مهندسی: مادون قرمز، شیمی: زیر قرمز، زیست شناسی: فروسرخ، علوم هوایی: مادون قرمز
infrared (if) :
اشعه مادون قرمز، نظامی: مادون قرمز
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
پزشکی: فروسرخزیست شناسی: مادون قرمز، فرو قرمز

[TahlilGaran] Persian Dictionary

infrared adjective
  1. having or using electromagnetic waves that are longer than those of red light in the spectrum, and that cannot be seen
    • ● infrared radiation
    • ● an infrared lamp
    Compare : ultravioletTopics
    Collocations: Infrared is used with these nouns:
    • beam
    • camera
    • laser

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.