integrated circuit

تلفظ آنلاین

ˌintegrated ˈcircuit noun [countable]

مدار مجتمعIC، کامپیوتر: مدار مجتمع، علوم هوایی: ای سی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
مهندسی: مدار مجتمع IC، مدار مجتمع، کامپیوتر: ای سی [هواپیمایی]کامپیوتر: مدار مجتمع

[TahlilGaran] Persian Dictionary

ˌintegrated ˈcircuit noun [countable] technical
a very small set of electronic connections printed on a single piece of semiconductor material instead of being made from separate parts

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.