interfacing

تلفظ آنلاین

interfacing noun. ['ɪntǝfeɪsɪŋ]

interface :
واسط
فاصل، میانجی، وصل کردن از طریق رابط، سطح مشترک، وجه مشترک، کامپیوتر: واسط، معماری: سطح مشترک، شیمی: میانجی، نظامی: دفتر مشترک قسمتها
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
interfacing noun. ['ɪntǝfeɪsɪŋ] M20.
[from INTER- 1 + FACING.]
(A piece of) stiffish material, esp. buckram, between two layers of fabric in collars etc.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.