inunction

تلفظ آنلاین

inunction noun. [ɪ'nʌŋ(k)ʃ(ǝ)n]

مسح، روغن مالی، مرهم گذاری، تدهین، مرهم
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
inunction noun. [ɪ'nʌŋ(k)ʃ(ǝ)n] L15.
[Latin inunctio(n-), formed as INUNCT: see -ION.]
1. The anointing with oil in consecration and other religious rites. Cf. UNCTION. L15-L17.

2. The action or an act of anointing or rubbing in oil or ointment. E17.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.