ironbound

تلفظ آنلاین

با آهن بسته، ناهموار، سخت، سفت
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
ironbound
[adjective]
Synonyms: rough, asperous, craggy, harsh, jagged, rugged, scabrous, scraggy, uneven, unsmooth

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

i·ron·boundərn-bound)
adj.
Bound with iron.
Rigid and unyielding:
an ironbound moral code.
Bound with rocks and cliffs:
ironbound coasts.

[TahlilGaran] American Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.