line :خط؛ صف
سطر، ردیف، رشته، بند، ریسمان، رسن، طناب، سیم، جاده، دهنه، لجام، خط کشیدن، خط انداختن، خط دار کردن، به خط کردن، آراستن، تراز کردن، آستر کردن، پوشاندن، محصول، شعبه، نسب، خط زدن، حدود، رویه، صف، صفی در خط (دیدبانی توپخانه)، مهندسی: لاین، کامپیوتر: رشته، مهندسی: خط، معماری: خط، حقوقی: طرز، روانشناسی: خط، بازرگانی: رشته، ورزش: رانی در پیست، مقدر امتیاز اعطایی در شرط بندی روی اسب، طناب مورد استفاده در قایق، علوم هوایی: لوله منفردی در سیستم سیالات، نظامی: در سمت جبهه جنگ، علوم دریایی: طناب خط