listed

تلفظ آنلاین

listed /ˈlɪstəd, ˈlɪstɪd/ adjective

list :
لیست
سیاهه برداشتن، صورت کردن، حاشیه، نوار، کج شدن، صورت، سیاهه، جدول، سجاف، کنار، نرده، میدان نبرد، تمایل، کجی، میل، در فهرست وارد کردن، فهرست کردن، در لیست ثبت کردن، شیار کردن، آماده کردن، خوش آمدن، دوست داشتن، کج کردن، کامپیوتر: لیست گرفتن، حقوقی: در فهرست نوشتن، ورزش: کج شدن قایق به یک سمت، نظامی: یک پهلو شدن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
listed /ˈlɪstəd, ˈlɪstɪd/ adjective British English

1. a listed building is one of historical interest in Britain, and is protected by a government order

2. a listed company is one which offers its shares for sale on the stock exchange Synonym : public company, public corporation American English

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.