mapping

تلفظ آنلاین

mapping noun. ['mapɪŋ]

تبدیل طرح، نقشه برداری کردن، نقشه برداری، نگاشت، کامپیوتر: مسیردهی، نظامی: نقشه کشی کردن تهیه نقشه
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
مهندسی: نقشه برداری، تبدیل طرح، مسیردهی، کامپیوتر: نقشه برداری کردن، نقشه کشی کردن تهیه نقشه، نظامی: نقشه برداری، نگاشتکامپیوتر: نگاشت

[TahlilGaran] Persian Dictionary

mapping noun
  1. the process of making a map of an area
    • ● the mapping of the Indian subcontinent
  2. the process of discovering or giving information about something, especially the way it is arranged or organized
    • ● gene mapping

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.