milling

تلفظ آنلاین

milling noun. ['mɪlɪŋ]

فرزکاری، جنب وجوش، عمل آسیاب کردن، ارد سازی، زنجیره سکه، مهندسی: فرز کردن، معماری: فرزکاری
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
milling adjective
  1. (of people) moving around in a large mass
    • ● I had to fight my way through the milling crowd.
    Collocations: Milling is used with these nouns:
    • crowd

    Definitions on the go

    Look up any word in the dictionary offline, anytime, anywhere with the Oxford Advanced Learner’s Dictionary app.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.