misted

تلفظ آنلاین

misted adjective. ['mɪstɪd]

mist :
مه
غبار، تاری چشم، ابهام، مه گرفتن، زیست شناسی: مه، علوم هوایی: کاهش قابلیت دید توسط ذرات کوچک آب
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
misted adjective. ['mɪstɪd] E17.
[from MIST noun1, verb: see -ED2, -ED1.]
Obscured by or hidden in mist; dulled, blurred.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.