mothered

تلفظ آنلاین

mothered adjective. ['mʌðǝd]

mother :
مادر
مادری کردن، پروردن، ننه، والده، مام، سرچشمه، اصل، حقوقی: ام
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
mothered adjective2.L17-E18.
[from MOTHER noun2 + -ED2.]
Containing mother.

[TahlilGaran] English Dictionary

mothered adjective1. ['mʌðǝd] M17.
[from MOTHER noun1 + -ED2.]
Having a mother or mothers (of a specified number or kind).

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.