mounted

تلفظ آنلاین

mounted /ˈmaʊntəd, ˈmaʊntɪd/ adjective [usually before noun]

به طور سواره، سوار شده، نصب شده، نظامی: سوار شده روی وسیله دیگر
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
mounted /ˈmaʊntəd, ˈmaʊntɪd/ adjective

1. riding on a horse:
the mounted police
Jean was mounted on a grey mare.

2. fixed firmly to a larger thing:
The statue was mounted on a marble base.
music blasting from wall-mounted speakers

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.