mousing

تلفظ آنلاین

کنجکاو، پوینده، پویا، درتکاپو، موش گیری، علوم دریایی: بست قلاب
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
mous·ing (mouzĭng)
n. Nautical
A binding or metal shackle around the point and shank of a hook to prevent it from slipping from an eye.

[TahlilGaran] American Dictionary

mousing
[From mouse, a large mouselike knot on a rope.]

[TahlilGaran] American Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.