napped

napped adjective. [napt]
napped adjective. [napt]

nappe :
روراند، سفره، عمران: تیغه آبی که روی سرریز یا بند ریزش می کند، معماری: ابخانه
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
napped adjective1. [napt] LME.
[from NAP noun2, verb2: see -ED2, -ED1.]
Of cloth: having a nap.

[TahlilGaran] English Dictionary

napped adjective2. [napt] L20.
[translating French nappé, pa. pple of napper coat (with a sauce), from nappe coating (see NAPPE).]
Coated (with a thick sauce); served in a sauce or other liquid.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.