passival

passival adjective. [pa'sʌɪv(ǝ)l]

passive :
منفعل، مجهول
کم اثرپذیر، مفعولی، پذیرا، پدافند غیر عامل، بی بهره، مبارزه منفی، انفعالی، منفعل، تاثر پذیر، تابع، بی حال، دستخوش عامل خارجی، غیر فعال، مطیع و تسلیم، کنش پذیر، مهندسی: بی اراده، معماری: کارپذیر، شیمی: اثر ناپذیر، روانشناسی: پذیرا، ورزش: وقت کشی بدون اجرای فن (کشتی)، علوم هوایی: غیر فعال، نظامی: دفاع بدون تیراندازی
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
passival adjective. [pa'sʌɪv(ǝ)l] L19.
[from Latin passivus PASSIVE + -AL1.]
Grammar. Designating an intransitive verb with a passive meaning.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.