peppered

تلفظ آنلاین

peppered adjective. ['pɛpǝd]

pepper :
فلفل (قرمز/سبز)
فلفل کوبیده، فلفلی، با ضربات پیاپی زدن، فلفل پاشیدن، فلفل زدن به، تیرباران کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
peppered adjective. ['pɛpǝd] L16.
[from PEPPER noun, verb: see -ED2, -ED1.]
That has been peppered, provided with pepper.
peppered moth the geometrid moth Biston betularia, which is usu. white speckled with black, and is noted for the melanic forms which predominate in industrial areas. peppered steak = pepper steak s.v. PEPPER noun.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.