pondering

تلفظ آنلاین

/'pɔndərıŋ/

ponder :
سنجیدن، اندیشه کردن، تعمق کردن، تفکر کردن، سنجش
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
pondering
[adjective]
Synonyms: thoughtful, cogitative, contemplative, meditative, pensive, pensy, reflecting, reflective, ruminative, speculative

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.