posted

posted adjective. ['pǝʊstɪd]

post :
پست کردن
چوب تقویت، تیر عمودی، پایگاه، پادگان، قرارگاه، محل ماموریت، موضع، گماردن نگهبان، قرار دادن، چاپار، نامه رسان، پستچی، مجموعه پستی، بسته پستی، سیستم پستی، پستخانه، صندوق پست، تعجیل، عجله، ارسال سریع، تیر تلفن و غیره، تیر دکل کشتی و امثال آن، پست نظامی، پاسگاه، مقام، مسئولیت، شغل، آگهی کردن، اعلان کردن، به دیوار زدن، تیر یا میله در مسیر اسب دوانی، مهندسی: ستون، کامپیوتر: وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد، پست جمع داده ها، معماری: دیرک ستون، بازرگانی: پست کردن، ورزش: محل مهاجم، محل تیراندازی با تیر و کمان، نظامی: پست
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
posted adjective. ['pǝʊstɪd] L16.
[from POST noun1, verb1: see -ED2, -ED1.]
Provided with or having posts (of a specified number or kind).

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.