raking

تلفظ آنلاین

raking noun. ['reɪkɪŋ]

rake :
شن کش
شیار، اثر، چنگال، خط سیر، جای پا، جاده باریک، شکاف، خمیدگی، شیب، هرزه، فاجر، بد اخلاق، فاسد، رگه، سفر، با سرعت جلو رفتن، با چنگک جمع کردن، جمع آوری کردن، زاویه دادن، کج شدن، مهندسی: شن کش، عمران: شن کش، علوم هوایی: زاویه بین قائم محل و محور چرخ دم هواپیما، نظامی: دستگاه سنجش خطای برد توپ، معماری: شیبدار کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
raking
[adjective]
Synonyms: fast, breakneck, expeditious, fleet, harefooted, hasty, quick, rapid, speedy, swift

[TahlilGaran] English Synonym Dictionary

raking noun. ['reɪkɪŋ] LME.
[from RAKE verb2 + -ING1.]
1. The action of RAKE verb2; an instance of this. LME.
b. In pl. Things collected with a rake, objects or matter raked up. M17.

2. A rebuke, a scolding. Chiefly US. M19.

[TahlilGaran] English Dictionary


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.